سيد علاء الدين محمد گلستانه

419

منهج اليقين (شرح نامه امام صادق ع به شيعيان) (فارسى)

را بشناسيم ، و داخل جهنّم نمىشود ، مگر كسى كه ما را نشناسد و ما او را نشناسيم . به درستى كه خداى تعالى ، اگر مىخواست ، خود را به همهء بندگان مىشناسانيد ؛ و ليكن ما را درهاى معرفت و راه و طريق شناختن خود گردانيد ، و ما را جهتى قرار داد « 1 » كه از آن جهت به بارگاه قرب او راه مىتوان يافت . پس كسى كه دست از ولايت ما بردارد يا ديگرى را زياده بر ما داند ، از راه حق به در رفته . پس مساوى نيستند آنهايى كه مردم به ايشان ، اعتصام مىنمايند با اهل بيت عليهم السلام . و مانند يكديگر نيستند ؛ زيرا كه مردم به سوى چشمه‌هاى گِل‌آلود كه بعضى به بعضى مىريزد ، رفته‌اند ، و هر كس به سوى ما آمده ، متوجّه چشمه‌هاى باصفا شده كه به امر الهى جارى شده و انقطاع و آخر شدن ندارد . « 2 » و مشهور در تفسير اعراف ، آن است كه عبارت از حصارى است كه فاصله است ميانهء بهشت و دوزخ يا تلّى چند است بلند در ميان بهشت و دوزخ كه انبيا و ائمّه عليهم السلام با گناه‌كاران اهل زمان ، بر آن جا مىايستند و چون نيكوكاران هر امّت را به بهشت مىبرند ، انبيا و ائمّه عليهم السلام به ايشان مىگويند كه : نظر كنيد به اخوان نيكوكار خود كه به سبب اعمال خوب ، به زودى به بهشت رفتند . پس گناه‌كاران ، بر آن جماعت سلام مىكنند و طمع آن دارند كه به شفاعت پيغمبر و امام خود ، به بهشت روند ، و اهل جهنّم را كه مىبينند ، استعاذه از شرّ جهنّم مىكنند . « 3 » و از اين حديث ، ظاهر مىشود كه « اعراف » ، اسم موضعى باشد يا عبارت از انصار ائمّه باشد از جهت معرفت ائمّه عليهم السلام و ائمّهء معصومين عليهم السلام را نيز اعراف مىنامند ، از دو جهت كه از حديثْ ظاهر شد . و از اين حديث و احاديث ديگر ظاهر مىشود كه هر كس از مخالفان كه به امامت ائمّهء اهل بيت عليهم السلام قائل نباشند و متمسّك به عُروة الوثقى ، مودّت ايشان نباشد ، از اهل جهنّم خواهد بود . و احاديث در باب آن كه قسمت جنّت و نار ، مفوّض به حضرت امير المؤمنين است ، بسيار است . « 4 » و ساير فضائل ائمّه عليهم السلام بىشمار است و چون آفتاب تابان را حاجت به توصيف نور و بيان ضيا نيست ، در اين مقام به آنچه گذشت ، اكتفا شد .

--> ( 1 ) . ج : « داده » . ( 2 ) . همان ، ص 184 ، ح 9 . ( 3 ) . تفسير القمّى ، ج 1 ، ص 231 ؛ التبيان ، ج 4 ، ص 410 ؛ مجمع البيان ، ج 4 ، ص 260 . ( 4 ) . نور الثقلين ، ج 2 ، ص 33 ، ح 130 ؛ مسند زيد بن على ، ص 455 ؛ بصائر الدرجات ، ص 211 و 212 و 436 ، ح 3 و 5 . و 7 تا 10 ؛ الأمالى ، صدوق ، ص 83 ، 442 و 768 ، ح 49 و 590 و پ 040 ، مناقب أمير المؤمنين عليه السلام ، ج 2 ، ص 527 - 530 ، باب ما ذكر ان علياً قسيم النار .